LOADING…

Solid construction

Try it and see for yourself. You will be amazed.

Built with love

Countless hours of work and passion went into this.

Responsive design

Looks great on any device, no matter the size.

کتاب وبلاگ آرایی با طعم هلو

به لطــف خدای متعـال و همراهی دوسـتان، نخستین محصول مکتـوب مرکز فرهنگی سابحــــــات به نام “وبلاگ آرایی با طعم هلو” و به قلم پر اشکال حقیر ، به زیور طبع آراسته گردید …

ابتدای این کتاب نیز با مقدمه استاد رحمتی شهررضا مزین شده است.

1121516135853955797

اگر حتی یک هفته هم وبلاگ نویسی کرده باشید، حتما به این موضوع رسیده اید که باید قالب وبلاگتان مطابق با نیاز ها و سلیقه شما تغییر کند، اما مشکل عمده وبلاگ نویسان عدم اطلاع کافی در زمینه ویرایش قالب های وبلاگ است، کتاب وبلاگ آرایی با طعم هلو آمده است تا شما را ظرف مدت یک هفته به یک ویرایشگر قالب وبلاگ تبدیل کند، تا بتوانید بدون نیاز به دیگران، به راحتی خوردن یک هلو قالب وبلاگتان را قورت دهید …

همه چیز روان و گویا توضیح داده شده اند، مثال های تصویری کتاب کمک شایانی به فهم آسانتر مطالب می کند …

این کتاب کم حجمٍ ۸۸ صفحه ایٍ تمام رنگیٍ ارزان قیمت در برگیرنده هفت فصل تحت عنوان های زیر می باشد :

  • وبلاگ آرایی ، مفهوم کلی
  • برچسب های مهم در html
  • مفهوم کلی css
  • کار با css
  • css پیشرفته
  • css3 چیست
  • کار با قالب
از این عنوان های انگلیسی نترسید، صفحه اول کتاب را که بخوانید متوجه می شوید که کار با قالب وبلاگ خیلی آسان تر از این حرف هاست.
ساده و کاربردی بودن، قابل هضم بودن و ادبیات آسان از ویژگی هایی است که سعی مولف بر پیاده سازی آن در کتاب بوده است.
مولف در مقدمه کتاب آورده است :
این حقیر تمام تلاش خود را در جهت روان بودن٬ گیرا بودن و مفید بودن مطالب انجام داده و علاوه بر آن در هرکجای کتاب که احساس کردم می توان نکته ای از نکات زیبای زندگی دینی  را جای داد آن را مختصرا در قالب متن و تصویر پیاده کرده ام …
برای خواندن این کتاب باید چه چیزهایی را بدانید ؟؟
دانستن هیچ چیزی لازم نیست، همین که یک وبلاگ ساده داشته باشید و کمی با آن کار کرده باشید کافیست تا بتوانید بعد از خواندن این کتاب وبلاگ خود را هر طور دوست دارید، بیارایید.
پُر مُسَلَـم است، قبل از اینکه بخواهید قالب وبلاگتان را ویرایش کنید، باید به خوبی با html و css آشنا باشید، html را که بیـاموزید، وب را در آغوش کشیده اید، حتما خوب می دانید که امروزه حــرفه طراحی وب یکی از خـوش درآمد ترین شغل هاست، با این کتاب علاوه بر اینکه ویرایش وبــلاگ را خواهید آموخت مقـدمات طراحی حرفه ای وب را هم فرا  گرفته و براحتی در جرگه طراحان وب جای می گیرید …
شاید هم توانستید از همین راه به یک شغل پر در آمد خانگی که همان طراحی وب باشد، دست پیدا کنید.
ابتدای این کتاب نیز با مقدمه استاد رحمتی شهررضا مزین شده است.
مولف : عماد داوری دولت آبادی – ناشر : انتشارات جوانان موفق قم – قیمت روی جلد : ۵۰۰۰ تومان

نتیجه پر خوری …

دیشب خواب دیدم ، تروریستای سوری مسلط شدن رو شهر ، داداش نامردمم باهاشون دست همکاری داده بوده ، کاری نداریم که چه اتفاقایی افتاد و من کجا قایم شدم و یهو پریدم بیرون یه اسلحشه برداشتم و …

داشتم خوابمو برا خونواده تعریف می کردم که یهو یکی از اعضای محترم خانواده فرمودن اتفاقا منم دیشب خواب دیدم رفته بودیم ژنو ،  مذاکرات ۵+۱ ، داشتیم با اشتون جر و بحث می کردیم … (با کمی ملاطفات …)

کلا ما خونوادتاً اخبار زیاد می بینیم …

اندر احوالات خویشتن !!!

چند روز پیش یه جلسه نسبتا مهمی داشتیم ، که یکی از بچه ها (فرضا جابر) قرار بود نیاد که نهایتا با تاخیر اومد ، منم چون آبروم وسط بود ، یکمی مایل به زیاد حرص خوردم

آقا چشتون رو بد نبینه (الکی) ، بعد از ظهر که خوابیدم ، خواب جلسرو دیدم ، همون بعد از ظهر با یکی از بچه ها (فرضا تیمور) هم قرار داشتم که متاسفانه خوابم برد

ساعت شیش و نیم بعد از ظهر بود که …

تو خواب : توی جلسه نشسته بودیم و جلسه شروع شد و آقا جابر هم نیومد

توی بیداری : گوشی دستم بود و دستم رو سینم …

توی بیداری : تیمور زنگ زد که چرا نرفتم سر قرار

توی خواب و بیداری  : تو بیداری وقتی تیمور زنگ زد ، تو خواب فکر کردم جابر بهم زنگ زده

توی خواب و بیداری : وقتی در واقعیت تیمور زنگ زد و بعد از یک دقیقه زنگ خوردن قطع شد ، من تو خواب فکر کردم گوشی رو جواب دادم

توی خواب : در حین جلسه با تلفن بلند صحبت کردم که بقیه اعضا متوجه بشن که نیومدن جابر در جلسه تقصیر من نیست

توی خواب : بلند حرف زدم ولی کسی باور نکرد ، بعد از چند دقیقه دوباره تو خواب گوشی رو گرفتم در گوشم و وانمود کردم که دارم با جابر حرف می زنم (یعنی داشتم دروغ می گفتم) ، پشت تلفن گفتم ، چرا نمیای ، خب بیا همه منتظرن و… (توجه داشته باشین که اینبار من داشتم وانمود می کردم که دارم با جابر صحبت می کنم و گوشی در گوشم بود ولی اون طرف خط کسی نبود)

توی خواب و بیداری : در همین حین که داشتم تو خواب وانمود میکردم که دارم با جابر حرف می زنم ، در بیداری تیمور زنگ زد که چرا نمیای سر قرار

توی خواب : گوشی در گوشم بود که یهو گوشی زنگ خورد و همه متوجه شدن که من خالی بستم و همه چی سه شد و آبروی نداشتمون ریخت ، کامل …

حق دارین اگه هیچی از این پست متوجه نشده باشین [نیشخند]