دیرفهمی، هزینه‌ای که‌ جبران ندارد!

یک زمانی
بعضی ملی‌نما‌ها می‌گفتند:
وقتی خودمان گرسنه‌ایم چه دلیلی دارد به فلسطین و سوریه کمک کنیم؟؟
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
و حتی بعضی مذهبی‌ها می‌گفتند:
ما با سنی‌جماعت کاری نداریم!
فلسطینِ سنی و سوریه‌ به ما چه ربطی دارد؟
.
حالا اما بعد از ویرانی سوریه، نا امنی و کشیده شدن جنگ به همسایگانش مثل ترکیه و عراق و انفجارهای ناگهانی بلاد اروپایی
متوجه شده‌اند، جنگ سوریه فقط در سوریه ختم نمی‌شود
.
هزینه فهم این مطلب و اهمیت حضور ما در سوریه برای این ملی‌نماهای ناآگاه و مذهبی‌های متعصب و دُگم
۵ سال جنگ و خون
کشته شدن صدها هزار سوری
فداشدن جان صدها جوان مدافع حرم ایرانی
ناامنی اروپا
نفوذ داعش به ترکیه و عراق
و ویرانی تمدن باستانی سوریه بود
.
یعنی بعد از تحمل این همه خسارت و ضرر تازه اینان متوجه شدند که چرا باید به سوریه و فلسطین کمک کنیم!
.
درد این‌است که چرا حتما باید برخی خار در چشمشان فرو رود تا خطر را بفهمند؟
عقل پس برای کجاست؟ برای بعد از کوری چشم؟؟
.
دقیقا مثل کسی که تا خانه‌اش را دزد نزند، قفل و بست منزلش را سِفت نخواهد کرد
.
خیلی از بچه‌های این سرزمین، بی پدر شدند
زنان این سرزمین بی همسر شدند
تنها شدند

تا این ناآگاهان، آگاه شوند
.
حتما باید حجر بن عدی را از قبر بیرون می‌کشاندند و به ناکجاآباد می‌بردندش تا اینان بفهمند خطر را!
.
حالا به این‌ها بگو لعن نگویید علنا
بگو توهین نکنید به مقدسات دیگران
بگو اختلافات را گُنده نکنید
.
نمی‌فهمند تا اینکه؛
خار دیگری چشمشان را کور کند
درست مثل بچه‌ای که تا دستش از بخاری نسوزد، از خود مراقبت نخواهد کرد!!
.
دَردا

من از قلب شهرهای اروپا میآیم

حسام نواب صفوی بازیگر ایرانی ، پس از بازگشت از اروپا گفته است :

من همین الان رسیدم به خانه به ایران، قرار بود تمام شهرهای اروپا را ببینم ، اما اگر بخواهم به عنوان یک شاهد عینی برای شما تعریف کنم مردم در اروپا در خانه حبس شده اند ، دو روز در فرودگاه بودم تمامی پروازها دقیقه به دقیقه پر میشد همه میخواستند فقط فرار کنند در خیابان وقتی راه میرفتم هر لحظه هر کسی از کنارم رد میشد احساس میکردم همان لحظه انتحاری خود را منفجر میکند.
من از قلب شهرهای اروپا میآیم، مردم بسیار وحشتزده اند همه جا پلیس مستقر است اما به نظر من گروه تروریستی داعش هیچ ترسی از پلیس اروپا ندارد امروز وقتی به ایران رسیدم لذت امنیت را حس کردم هر چند که فکر میکردم محال است به ایران برسم .

منبع : فارس

ایران امن اسلامی ما

این روز‌ها، اروپای امن شده است سرزمین رعب و وحشت
از ترس انفجار و بمب، مراکز تجمعی، فرودگاه‌ها، قطارهای شهری و… تعطیل شده اند
مرزها را بسته اند…
موگرینیِ همیشه خندان گریان است از انفجارهای بروکسل
بلژیک، قلب اروپا از ترس پنجمین انفجار به خود می‌لرزد
تمام اروپا پرُ است از دلهره و ترس که قرار است داعش بعد از بوستون، پاریس، آنکارا و بروکسل کجا را بفرستد هوا!
و اینجا، در ایرانِ امنِ اسلامیِ ما
چندقدمی داعش
باران می‌بارد، مردم نشسته‌اند دور هم، میوه و شیرینی می‌خورند و از تعطیلات نوروزی‌شان لذت می‌برند…
و این می‌شود معنای امنیت!