از در شهزاده برو

عاشقی سر کن و یکدفعه از این جاده برو
رفتی این بار حرم ، از دَرِ شهزاده برو
از جگر هو بکش و در طلبِ باده برو
خویش را بِشکنُ بی قَلُ و غشُ ساده برو

حاجتِ خاصِّ خود نیز عوامانه بگیر
سالی یکبار برو روزیِ سالانه بگیر

ای گدا خواهی اگر شاه حبیبت باشد
وقت بیمار شدن نیز طبیبت باشد
پُرِ از پول دوتا کیسه‌ی جیبت باشد
بازهم گیسوی معشوق نصیبت باشد

خوب قیچی بزن و خوب به کف شانه بگیر
سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

دَرِ این خانه بمان ، بَرگِ امانت، با او
اَشهَدُ اَّنَّ‌یِ پایانِ اذانت با او
سهل و آسان شدنِ دادنِ جانت با او
قطره‌ای اشک ز تو ، قول ضمانت با او

تو فقط گریه کن و روضه‌ی ماهانه بگیر
سالی یکبار برو روزی سالانه بگیر

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ..

التماس دعا ..

دامنش داده گل!…چه گل پسری

خواست یکشب خدا به لطف خودش
بفرستد برایمان پدری
آمنه,غرق نور شد آنشب
دامنش داده گل!…چه گل پسری

چه شبی! مثل روز بود از نور
حسِّ آزادی از جهالت داشت
آخر آن شهر,چند سالی بود
که به زندان نفس، عادت داشت

طفل زیبای آمنه اما
بی قرار دو قطره ی شیر است
-ناگهان یاد اصغر افتادم-
حالِ مادر چقدر دلگیر است…

تا که روزی حلیمه پیدا شد
طفل,لبخند آشنایی زد
دایه ی مهربانتر از مادر
بوسه بر چهره ی خدایی زد

هرکه دیدش سریع عاشق شد
بس که سرشار بود از رحمت
گیسو انش  شبیه گندمزار
صورتش گندمین و با برکت

خواست تا با عمل به قرآنش
روی درد، التیام بگذارد
با امامان بعد خود آمد
تا که سنگ تمام بگذارد

#عارفه_دهقانى